تبليغاتX
تاآزادی دوستان در بند
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
11/8/1386
دیدار اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با آیت الله العظمی منتظری  آیت الله العظمی منتظری:«بحرانهای داخلی و خارجی جدی است، با بحران سازی کشور را نمی شود اداره کرد.»«برخوردهای خشن و تند با فعالان سیاسی با انتخابات آینده ارتباط دارد.»«احکام صادره علیه دانشجویان و فرهیختگان غیر شرعی، غیر قانونی و غیر عاقلانه است.»   اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت روز جمعه 11/8/1386 در قم با حضرت آیت الله العظمی منتظری دیدار و گفتگو کردند. این دیدار در پی محکومیت تعدادی از دانشجویان و اعتراض دانشجویی به این گونه احکام صادره صورت گرفت . معظم له ضمن تشکر از صبر و استقامت دانشجویان با اظهار تأسف شدید از برخوردهای تند و خشن با منتقدان به ویژه فرهیختگان و دانشجویان، این گونه احکام را غیرشرعی، غیرقانونی و غیرعاقلانه دانسته فرمودند:  در روایات ما رسیده است که پیامبراکرم(ص) متهم به قتل را فقط تا شش روز بازداشت می کردند، اگر شاکیان و مدعیان قتل دلیل و شاهد کافی برای اتهام زده شده می آوردند مورد بررسی قرار می دادند و الا متهم را آزاد می کردند. آنچه ما در این عمرمان از سیره پیامبر(ص) و ائمۀ اطهار(ع) به دست آورده ایم این است که این بزرگان برای آزادی و حق مردم ارزش قائل بودند. افرادی را که به اتهامات واهی در پی پرونده سازیهای معمول بازداشت می کنند اکثرشان را می شناسم؛ آنان افرادی متدین و معتقد به ارزش ها هستند. از اتهام ضدیت با انقلاب و کشور هم کاملاً مبرا می باشند. آنها فقط از عقل و شعور خود استفاده کرده و انتقاد می کنند.  ایشان ضمن اشاره به بازداشت حجةالاسلام والمسلمین هادی قابل و آقای عمادالدین باقی گفتند: این آقایان را با پرونده سازی های واهی و اتهامات ساختگی با احکام سنگین روبرو و روانۀ زندان کرده اند. همین آقای باقی که در زندان است مگر چه فعالیتی انجام می داد جز حمایت از حقوق زندانیان و خانواده های آنان؟! تلاش بی مزد آقای باقی این بود که اگر خانواده ای نان آورش در زندان است کمتر سختی بکشد و زندانی بتواند از حقوق خودش آگاه باشد و استفاده نماید. برایش فرقی هم نمی کرد زندانی سیاسی باشد یا غیرسیاسی. آیا این چنین افرادی را باید زندانی کرد یا بر اساس تدبیر وعقلانیت باید جایزه داد؟ آیا فعالیت های امثال ایشان و دیگرانی که معتقدند و فعالیت های حقوق بشری می کنند باعث نمی شود که فشارها بر روی کشور ما  از این لحاظ کمتر باشد؟! برخوردهایی هم که با دانشجویان می شود بدون دلیل شرعی و قانونی است به ویژه این که آنها را ستاره دار می کنند وحتی از حق طبیعی تحصیل محروم می نمایند. همین احمد ما با این که من زندانی و از مخالفان سرسخت شاه بودم  و شهید محمد هم فراری بود، با این حال از سوی وزارت فرهنگ و یا ساواک از تحصیل محروم نشد و توانست در دانشگاه پلی تکنیک مدرک مهندسی اش را بگیرد.  ایشان ضمن اشاره به نزدیکی فصل انتخابات آینده، این گونه فشارها را بی ارتباط با برگزاری انتخابات ندانسته فرمودند: فشارها روز به روز افزایش می یابد تا شرایطی فراهم شود و همراه با نظارت استصوابی یک انتخابات ظاهری که نتیجۀ آن از قبل مشخص شده برگزار گردد. ایشان ادامه دادند: آقایان قضاتی که به راحتی برای منتقدان و دانشجویان حکم صادر می کنند بدانند احکام آنها غیرشرعی و غیرقانونی است. قبلاً هم دربارۀ دانشجویانی که احکام سنگینی برای آنها صادر شده از من سؤا ل شد من هم نوشتم: حرف آنها – که می گویند توهین به مقدسات نکرده اند – مسموع است و حکمی علیه آنها نمی توان صادر کرد.  آقایان قضات که چنین احکامی را صادر می کنند آیا مفهوم زندان را می فهمند و درک می کنند؟ مدتی خودتان به زندان به ویژه انفرادی بروید تا درک کنید زندان یعنی چه! من خودم بیش از پنج سال در رژیم گذشته زندان بودم و سه سال تبعید؛ و در این رژیم هم بیش از پنج سال در حصر غیرقانونی؛ به خوبی درد زندان و زندانی را لمس می کنم.  فقیه عالیقدر ضمن اشاره به مشکلات فزایندۀ اقتصادی و معیشتی مردم گفتند: با این که نفت بیش از نود دلار شده و معادن و پول این نفت مال مردم است و باید برای رفع مشکلاتشان هزینه شود، با این حال وضعیت تورم بر اثر بی درایتی روزبروز بدتر می شود و بر اثر برخی شعارها فقر و مشکلات افزایش پیدا کرده است. اخباری که به ما می رسد واقعاً ناراحت کننده است. در خبرها می خواندم که پدری به واسطۀ فقر دختر نوجوانش را به دویست هزار تومان فروخته است؛ تازه خریداران چهل هزار تومان بیشتر به او نداده اند!  تهدیدها و فشارهای خارجی به کشور از دیگر محورهای سخنان ایشان بود که فرمودند: من بی اطلاع و بی خبر از اخبار روز نیستم . توجه به برخی گزارشات باید جدی باشد. آقایان بیش از حد اوضاع را طبیعی جلوه می دهند و فکر می کنند اگر جنگی دربگیرد آب از آب تکان نمی خورد؛ ولی باید بدانید این مردم دیگر مردم گذشته نیستند که داوطلبانه روی مین می رفتند. اگر در فکر گذشته اید اشتباه می کنید. درست است که روزی می گفتند: «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» اما اگر بی تدبیری کرد و حتی به نقاطی خاص نیز حمله کرد خسارت آن را مردم متحمل می شوند؛ مردمی که دیگر مردم گذشته نیستند.  بنابراین نباید بگذاریم حتی زمینۀ جنگ و حمله هم فراهم شود. باید با مذاکرۀ مستقیم مشکلات را حل کرد. من یادم هست که آمریکایی ها در عین جنگ در ویتنام، در پاریس با ویت کنگ ها در حال مذاکره بودند. از نظر داخلی هم مردم را «آدم» حساب کنید، آنها را «محرم» بدانید. حال که بحران خارجی هست نخواهید با ایجاد بحران داخلی کشور را مطابق میل خود اداره کنید. افرادی هم که انتقاد به وضع موجود دارند سکوت نکنند، اما به گونه ای باید انتقاد کرد که هزینۀ کمتری داشته باشد و نیروها حفظ شوند. امربه معروف و نهی از منکر واجب است و از مصادیق کامل تر آن دربارۀ حاکمان است که اگر این واجب اجتماعی سیاسی ترک شود بر اساس وصیت امام علی(ع) به امام حسن و امام حسین(ع) «بدها» و «اشرار» بر مردم مسلط می شوند.  در پایان آیت الله العظمی منتظری ضمن تقدیر و تشکر از فعالیت های دانشجویان و فعالان سیاسی با قرائت سورۀ «والعصر» آنها را به صبر و استقامت سفارش کرده، و تحصیل علم را همراه با این گونه فعالیتها توصیه کردند، و از دانشجویان خواستند برای آیندۀ کشور و ادارۀ آن از علم اندوزی بازنمانند وگرنه بی دردها، فرصت طلب ها و خشک مغزها آیندۀ کشور را قبضه خواهند کرد.

 

+ Posted by Delaram Akar.
جمعه هجدهم آبان 1386

تصویر:Noam chomsky cropped.jpgنوام چامسکی در سال ۱۹۲۸ در فیلادلفیای امریکا متولد شد. از سال ۱۹۵۵ در موسسه تکنولوژی ماساچوست به عنوان استاد زبان شناسی مشغول به تدریس شد. چامسکی در سال ۱۹۷۶ در موسسه تکنولوژی ماساچوست به مقام استادی رسید.آورام نوآم چامسکی (۱۹۲۸ در فیلادلفیا، پنسیلوانیا) زبان‌شناس ، فیلسوف آنارشیست و نظریه پرداز یهودی-آمریکایی است. نظریه معروف وی دستور زایشی-گشتاری است که در دهه ۶۰ میلادی انقلابی در زبانشناسی معاصر ایجاد کرد. تا پیش از نظریات وی از ماهیت زبان و چگونگی یادگیری زبان توسط انسان درک درستی وجود نداشت. مقالات و کتابهای نوام چامسکی آغازگر پژوهشهای نوینی در عرصه روانشناسی زبان گردید.همچنین وی مقالات متعددی در زمینه نقد سیاستهای خارجی دولت آمریکا دارد.وی استاد بازنشسته دپارتمان فلسفه و زبانشناسی موسسه تکنولوژی ماساچوست آمریکا است.
چامسکی به عنوان روشنفکری غیرمارکسیست و سوسیالیستی آزادیخواه از برچیدن دیوار برلین استقبال کرد.ترس او از این که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مجموعه درهم پیچیده نظامی- صنعتی امریکا به دنبال دشمنانی جدید خواهد گشت تا وجود خود را موجه جلوه دهد با اتفاقاتی که بعداً در جهان رخ داد تایید شد. به نظر چامسکی اجرای موفقیت آمیز این برنامه وامدار «اتحادی نامقدس» میان دولت امریکا و شرکت‌های رسانه‌ای است.چامسکی در زمان جنگ ویتنام به عنوان منتقد اجتماعی سیاست خارجی امریکا به شهرت رسید. نخستین اثر سیاسی مهم او کتاب قدرت امریکا و ماندارین‌های نوین (۱۹۶۹) بود که در انتقاد به طبقه روشنفکران لیبرال نوشته شده بود.درک چامسکی از ساز و کار امپریالیسم امریکا و توانایی همیشگی او برای فهم دورنمای کلی سیاست‌های امریکا به مخالفت او با دخالت نظامی امریکا در کوزوو، افغانستان و عراق و همچنین جنگ بوش بر ضد تروریسم منجر شد.او در سال ۱۹۸۰ بر کتاب روبرت فاوریسون (Robert Faurisson) که در حقیقت داشتن هولوکاست تردید کرده بود مقدمه یی نوشت.در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی چامسکی به همراهی جان پیلگر (John Pilger) از معدود کسانی بودند که از نسل کشی «پنهان» در تیمور شرقی سخن گفتند. وی به تمامی روسای جهمور آمریکا منتقد است وحتی راجع به کندی که محبوبیتی باورنکردنی دارد هم معترض است. او درین باب کتاب نیمه تاریک کاملوت را نوشته است.

آثار سیاسی
نئولیبرالیسم و نظم‌جهانی. ترجمهٔ مرتضوی، حسن. تهران: نشر دیگر، ۱۳۷۹.
آمریکای بزرگ و حقوق بشر. ترجمهٔ بهزاد باشی. تهران: انتشارات آگاه، 
دهه جنگ سرد: روند جنگ سرد در دهه ۱۹۸۰ - ترجمه شاهرخ وزیری (۱۳۶۴)
مثلث سرنوشت ساز، فلسطین، آمریکا و اسرائیل - ترجمه عزت الله شهیدا(۱۳۶۹)
دمکراسی بازدارنده - ترجمه غلامرضا تاجیک(۱۳۷۲)
۱۱ سپتامبر - ترجمه خلیل دباش(۱۳۸۲)
سلطه یا بقا: طرح سلطهٔ آمریکایی - ترجمه علیرضا ثقفی(۱۳۸۵)
آثار زبانشناسی
ساختارهای نحوی، (ترجمه احمد سمیعی گیلانی)
زبان‌شناسی دکارتی: فصلی از تاریخ تفکر عقلگرا - ترجمه احمد طاهریان انتشارات هرمس (۱۳۷۷)
زبان و اندیشه - ترجمه کوروش صفوی انتشارات هرمس(۱۳۷۹)
دانش زبان: ماهیت ، منشاء و کاربرد آن - ترجمه علی درزی(۱۳۸۰) نشر نی

 

+ Posted by Delaram Akar.
دوشنبه چهاردهم آبان 1386
دلارام علی را آزاد کنید!

*اینو حتما ببینید!

 

+ Posted by Delaram Akar.
سه شنبه یکم آبان 1386
نیکوس کازانتزاکیس

نیکوس کازانتزاکیس ناظر جنگ‌های داخلی اسپانیا بود وبه کشورهای چین وژاپن، مصرو یت‌المقدس، ایتالیا وانگلستان، اتریش و قبرس و فرانسه مسافرت کرد.آثارش به اکثر زبان‌ها ترجمه شده‌است. ادیسه که دنباله شاهکار همر است از سی و سه هزار و سیصد و سی وسه بیت هفده‌سیلابی ترکیب شده و سرودن آن به مدت ده‌سال طول کشیده‌است. کتاب کوچک و صدصفحه‌ای «سیر وسلوک» که در سال ۱۹۲۳ منتشر شد، اساس تفکرات فلسفی نویسنده‌است، آنچنان که سی و دو سال بعد کازانتزاکیس می‌نویسد: کتاب سیر و سلوک مانند دانه‌ای بود که رویِش دیگر آثارم را باعث شد و پس از آن هرچه نوشتم تفسیر و تصویری از آن بود. نیکوس کازانتزاکیس به تناوب تحت تأثیر جریانات مختلف و زمان‌های متفاوت قرارگرفت که می‌توان از مسیحیت، بودیسم، فلسفه فریدریش نیچه، هانری برگسن، هنری جیمس، آرتور شوپنهاور نام برد. وی به مارکسیسم - لنینیسم گرایش داشت ولی هیچگاه عضویت هیچ حزب کمونیستی رانپذیرفت. زوربای یونانی که فیلمی نیز به همین نام از روی آن ساخته شد، عنوان یکی دیگر از آثار جهانی او است. نیکوس کازانتزاکیس پس از اتمام دبیرستان به مدت چهارسال در دانشگاه آتن به تحصیل پرداخت و درسال ۱۹۰۶ میلادی به کسب درجه دکترا در رشته علوم قضائی موفق شد. در سال‌های ۱۹۰۷ - ۱۹۰میلادی در کالج فرانسه به تحصیل علوم سیاسی پرداخت و در جلسات درس برگسن باعلاقمندی شرکت جست. در جنگ بالکان وارد ارتش یونان شد و علیه دشمن مبارزه کرد و پس از جنگ، شغل مدیریت کل رادر وزارت اموراجتماعی پذیرفت و چندی نیز نماینده سازمان یونسکو در پاریس بود. در سال ۱۹۴۷میلادی یونان را به مقصد جزایر آنتیب ترک کرد تا به فعالیت‌های ادبی خود ادامه دهد.آثار وی شامل:سیر و سلوک/۱۹۲۳..اودیسه/۱۹۳۸..قاتل برادر/؟...مسیح باز مصلوب/۱۹۴۸..مرگ و آزادی/۱۹۵..آخرین وسوسه ی مسیح/۱۹۵۱...مناظر سحرآمیز یونان..فرانس فن آسیزی یا سر گشته ی راه حق(ترجمه ایرانی)/۱۹۵۶...گزارش به خاک یونان/۱۹۶۱.مسیح باز مصلوب :محل وقوعداستان یکی از روستاهای یونان است که توسط «آقا»، حکمران منصوب از طرف دولت عثمانی، اداره می‌شود.آقا، اختیاردار جان و مال و ناموس اهالی این آبادی است ضمن این‌که در روابط خصوصی آن‌ها دخالتی ندارد.اختلاف بین آقا و ساکنان زمانی آغاز می‌شود که «یوسفک»، پسربچه امردی که آقا از ترکیه آورده است و مونس ساعات خوش اوست، به قتل می‌رسد. کازانتزاکیس در این رمان با موشکافی، تضاد بین حاکم ترک و رعایای یونانی را با طنزی دلنشین به تصویر کشیده و از سوئی دیگر اتحاد این دو را برای حفظ منافع مشترک و سرکوبی جنبش نوخاسته‌ای که به مذاق متعصبین کلیسا نا خوش آیند است، نشان می‌دهد. این کتاب تصویری گویا از عناصر موجود در جامعه و نماینده بینش‌های گوناگونی است که به نام‌های ناسیونالیسم،سوسیالیسم،خرده بورژوازی، سرمایه‌داری،فئودالیسم و انقلاب در جایگاه مخصوص به خود اعلام موجودیت می‌کنند. تعداد صفحات این کتاب ۶۵۰ می باشد و تا کنون هفت بار توسط انتشارات خوارزمی تجدید چاپ شده‌است.

«اولیس پس از کشتار مدعیان خود در آن جزیره کوچکش کسل شده بود. دیگر زن و فرزند و وطن قدیم و خدایان قدیمش او را راضی نمی‌کردند. تصمیم گرفت «ایتاک» را به عزم آخرین سفر خود، سفری که بازگشت نداشته باشد، ترک گوید...»
- آغاز کتاب ادیسه/ ۱۹۵۳-
«دروازه‌های بهشت و جهنم هم‌شکل و هم‌سایه‌اند.»
- آخرین وسوسه مسیح/ بخش ۱۸-
«فقط یک زن در جهان وجود دارد. زنی با چهره‌های متفاوت.»
- آخرین وسوسه مسیح-
«کتاب سیر و سلوک دانه‌ای بود که دیگر آثار من از آن روییدند. چنان‌که بعدها هرچه نوشتم تفسیری بود و تصویری از سیر و سلوک.»
- درباره کتاب آسز (آسکِزه) یا سیر و سلوک/ ۱۹۵۵ میلادی-
«کسب دانش و تقدس، عفاف و پاکدامنی و شکوه پیروزی، هیچکدام به منزله فتح قله رفیع برای انسان نیست. بلکه چیز دیگری است، چیزی حماسی‌تر، چیزی مأیوس‌کننده: حرمت مقدس!»
- زوربای یونانی - ۱۹۴۶/ بخش ۲۴-
«من آرزویی ندارم، من از چیزی نمی‌ترسم، من آزادم»
- سنگ‌نبشته بر آرامگاه کازانتزاکیس/ از کتاب ناجی خدا-
«من برآنم، که رستگاری ِ من ِ روشنفکر ِ متفکر بسته به ادیسه‌است. اگر او زنده بماند من هم زنده خواهم ماند.»
- در باره کتاب ادیسه-
«همانطور که به پرندگان دریایی چشم دوخته بودم، فکر کردم: این راهی است که باید رفت، آهنگ موزون آن‌را پیدا کن و با ایمانی راسخ در آن گام بنه.»
- زوربای یونانی - ۱۹۴۶/ بخش ۲۱-

 ***
«تمامی روح من فریادی است. و تمامی اثر من تفسیر این فریاد.»
«زیبایی بی‌رحم است. اگر تو هم توجهی به‌او نداشته باشی، او به تو خیره می‌شود و راحتت نمی‌گذارد.»
«ما بزرگترین چشمه قدرت را دیدیم و او را خدا خواندیم. ما می‌توانستیم هر لقب دیگری که مایل بودیم به او بدهیم، مانند: ژرفنا، تاریکی مطلق، روشنایی مطلق، ماده، روح، امید نهایی و یا سکوت. اما هرگز فراموش مکن که ما اسمش را تعیین کردیم.»
«حالا که نمی توانیم واقعیت را دگرگون کنیم بهتر است چشمی که واقعیت را می بیند عوض کنیم.»
«یک انسان به مقداری جنون هم نیاز دارد، وگرنه هرگز به پاره‌کردن بندهایش برای کسب آزادی خطر نمی‌کند.»

 وی همچنین با نوشتن کتاب‌های «مسیح بازمصلوب» یا «رنج‌های یونانی»، کلیسای کاتولیک وارتدکس‌ها را به انتقاد گرفت. در سال ۱۹۵۴ میلادی کتاب «مسیح باز مصلوب» در لیست کتاب‌هایممنوعه قرار گرفت که این خود سبب معروفیت جهانی وی شد. در تاریخ ۲۸ ژوئن (۱۹۵۶) در وین جایزه بین‌المللی صلح را دریافت کرد و پس از یک مسافرت کوتاه به چین، در اثر بیماری سرطان خون به بیمارستان «فرایبورگ» منتقل و در همان‌جا درگذشت. در ۳ نوامبر (۱۹۵۷) جنازه او را به یونان آوردند و تا مراسم خاک‌سپاری به سرد خانه‌ای که مخصوص افراد گمنام است سپردند. نیکوس کازانتزاکیس در زادگاه خود به خاک سپرده شد. سنگ نبشته قبرش چنین است:«نه آرزوئی دارم، نه می‌ترسم. من آزادم»در پایان بخشی از کتاب مسیح باز مصلوب وی را می خوانیم:
 *سرانجام مانولیوس پرسید:
-پدر چگونه می توان خدا را دوست داشت؟
-با دوست داشتن انسان ها فرزندم.
-انسان ها را چگونه می توان دوست داشت؟
-با مبارزه برای کشاندنشان به راه راست.
-راه راست کدام است؟
-راهی که رو به بالا دارد.
 
+ Posted by Delaram Akar.