
نوام چامسکی در سال ۱۹۲۸ در فیلادلفیای امریکا متولد شد. از سال ۱۹۵۵ در موسسه تکنولوژی ماساچوست به عنوان استاد زبان شناسی مشغول به تدریس شد. چامسکی در سال ۱۹۷۶ در موسسه تکنولوژی ماساچوست به مقام استادی رسید.آورام نوآم چامسکی (۱۹۲۸ در فیلادلفیا، پنسیلوانیا) زبانشناس ، فیلسوف آنارشیست و نظریه پرداز یهودی-آمریکایی است. نظریه معروف وی دستور زایشی-گشتاری است که در دهه ۶۰ میلادی انقلابی در زبانشناسی معاصر ایجاد کرد. تا پیش از نظریات وی از ماهیت زبان و چگونگی یادگیری زبان توسط انسان درک درستی وجود نداشت. مقالات و کتابهای نوام چامسکی آغازگر پژوهشهای نوینی در عرصه روانشناسی زبان گردید.همچنین وی مقالات متعددی در زمینه نقد سیاستهای خارجی دولت آمریکا دارد.وی استاد بازنشسته دپارتمان فلسفه و زبانشناسی موسسه تکنولوژی ماساچوست آمریکا است.
چامسکی به عنوان روشنفکری غیرمارکسیست و سوسیالیستی آزادیخواه از برچیدن دیوار برلین استقبال کرد.ترس او از این که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مجموعه درهم پیچیده نظامی- صنعتی امریکا به دنبال دشمنانی جدید خواهد گشت تا وجود خود را موجه جلوه دهد با اتفاقاتی که بعداً در جهان رخ داد تایید شد. به نظر چامسکی اجرای موفقیت آمیز این برنامه وامدار «اتحادی نامقدس» میان دولت امریکا و شرکتهای رسانهای است.چامسکی در زمان جنگ ویتنام به عنوان منتقد اجتماعی سیاست خارجی امریکا به شهرت رسید. نخستین اثر سیاسی مهم او کتاب قدرت امریکا و ماندارینهای نوین (۱۹۶۹) بود که در انتقاد به طبقه روشنفکران لیبرال نوشته شده بود.درک چامسکی از ساز و کار امپریالیسم امریکا و توانایی همیشگی او برای فهم دورنمای کلی سیاستهای امریکا به مخالفت او با دخالت نظامی امریکا در کوزوو، افغانستان و عراق و همچنین جنگ بوش بر ضد تروریسم منجر شد.او در سال ۱۹۸۰ بر کتاب روبرت فاوریسون (Robert Faurisson) که در حقیقت داشتن هولوکاست تردید کرده بود مقدمه یی نوشت.در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی چامسکی به همراهی جان پیلگر (John Pilger) از معدود کسانی بودند که از نسل کشی «پنهان» در تیمور شرقی سخن گفتند. وی به تمامی روسای جهمور آمریکا منتقد است وحتی راجع به کندی که محبوبیتی باورنکردنی دارد هم معترض است. او درین باب کتاب نیمه تاریک کاملوت را نوشته است.
آثار سیاسی
نئولیبرالیسم و نظمجهانی. ترجمهٔ مرتضوی، حسن. تهران: نشر دیگر، ۱۳۷۹.
آمریکای بزرگ و حقوق بشر. ترجمهٔ بهزاد باشی. تهران: انتشارات آگاه،
دهه جنگ سرد: روند جنگ سرد در دهه ۱۹۸۰ - ترجمه شاهرخ وزیری (۱۳۶۴)
مثلث سرنوشت ساز، فلسطین، آمریکا و اسرائیل - ترجمه عزت الله شهیدا(۱۳۶۹)
دمکراسی بازدارنده - ترجمه غلامرضا تاجیک(۱۳۷۲)
۱۱ سپتامبر - ترجمه خلیل دباش(۱۳۸۲)
سلطه یا بقا: طرح سلطهٔ آمریکایی - ترجمه علیرضا ثقفی(۱۳۸۵)
آثار زبانشناسی
ساختارهای نحوی، (ترجمه احمد سمیعی گیلانی)
زبانشناسی دکارتی: فصلی از تاریخ تفکر عقلگرا - ترجمه احمد طاهریان انتشارات هرمس (۱۳۷۷)
زبان و اندیشه - ترجمه کوروش صفوی انتشارات هرمس(۱۳۷۹)
دانش زبان: ماهیت ، منشاء و کاربرد آن - ترجمه علی درزی(۱۳۸۰) نشر نی
نیکوس کازانتزاکیس ناظر جنگهای داخلی اسپانیا بود وبه کشورهای چین وژاپن، مصرو یتالمقدس، ایتالیا وانگلستان، اتریش و قبرس و فرانسه مسافرت کرد.آثارش به اکثر زبانها ترجمه شدهاست. ادیسه که دنباله شاهکار همر است از سی و سه هزار و سیصد و سی وسه بیت هفدهسیلابی ترکیب شده و سرودن آن به مدت دهسال طول کشیدهاست. کتاب کوچک و صدصفحهای «سیر وسلوک» که در سال ۱۹۲۳ منتشر شد، اساس تفکرات فلسفی نویسندهاست، آنچنان که سی و دو سال بعد کازانتزاکیس مینویسد: کتاب سیر و سلوک مانند دانهای بود که رویِش دیگر آثارم را باعث شد و پس از آن هرچه نوشتم تفسیر و تصویری از آن بود. نیکوس کازانتزاکیس به تناوب تحت تأثیر جریانات مختلف و زمانهای متفاوت قرارگرفت که میتوان از مسیحیت، بودیسم، فلسفه فریدریش نیچه، هانری برگسن، هنری جیمس، آرتور شوپنهاور نام برد. وی به مارکسیسم - لنینیسم گرایش داشت ولی هیچگاه عضویت هیچ حزب کمونیستی رانپذیرفت. زوربای یونانی که فیلمی نیز به همین نام از روی آن ساخته شد، عنوان یکی دیگر از آثار جهانی او است. نیکوس کازانتزاکیس پس از اتمام دبیرستان به مدت چهارسال در دانشگاه آتن به تحصیل پرداخت و درسال ۱۹۰۶ میلادی به کسب درجه دکترا در رشته علوم قضائی موفق شد. در سالهای ۱۹۰۷ - ۱۹۰میلادی در کالج فرانسه به تحصیل علوم سیاسی پرداخت و در جلسات درس برگسن باعلاقمندی شرکت جست. در جنگ بالکان وارد ارتش یونان شد و علیه دشمن مبارزه کرد و پس از جنگ، شغل مدیریت کل رادر وزارت اموراجتماعی پذیرفت و چندی نیز نماینده سازمان یونسکو در پاریس بود. در سال ۱۹۴۷میلادی یونان را به مقصد جزایر آنتیب ترک کرد تا به فعالیتهای ادبی خود ادامه دهد.آثار وی شامل:سیر و سلوک/۱۹۲۳..اودیسه/۱۹۳۸..قاتل برادر/؟...مسیح باز مصلوب/۱۹۴۸..مرگ و آزادی/۱۹۵..آخرین وسوسه ی مسیح/۱۹۵۱...مناظر سحرآمیز یونان..فرانس فن آسیزی یا سر گشته ی راه حق(ترجمه ایرانی)/۱۹۵۶...گزارش به خاک یونان/۱۹۶۱.مسیح باز مصلوب :محل وقوعداستان یکی از روستاهای یونان است که توسط «آقا»، حکمران منصوب از طرف دولت عثمانی، اداره میشود.آقا، اختیاردار جان و مال و ناموس اهالی این آبادی است ضمن اینکه در روابط خصوصی آنها دخالتی ندارد.اختلاف بین آقا و ساکنان زمانی آغاز میشود که «یوسفک»، پسربچه امردی که آقا از ترکیه آورده است و مونس ساعات خوش اوست، به قتل میرسد. کازانتزاکیس در این رمان با موشکافی، تضاد بین حاکم ترک و رعایای یونانی را با طنزی دلنشین به تصویر کشیده و از سوئی دیگر اتحاد این دو را برای حفظ منافع مشترک و سرکوبی جنبش نوخاستهای که به مذاق متعصبین کلیسا نا خوش آیند است، نشان میدهد. این کتاب تصویری گویا از عناصر موجود در جامعه و نماینده بینشهای گوناگونی است که به نامهای ناسیونالیسم،سوسیالیسم،خرده بورژوازی، سرمایهداری،فئودالیسم و انقلاب در جایگاه مخصوص به خود اعلام موجودیت میکنند. تعداد صفحات این کتاب ۶۵۰ می باشد و تا کنون هفت بار توسط انتشارات خوارزمی تجدید چاپ شدهاست.
«اولیس پس از کشتار مدعیان خود در آن جزیره کوچکش کسل شده بود. دیگر زن و فرزند و وطن قدیم و خدایان قدیمش او را راضی نمیکردند. تصمیم گرفت «ایتاک» را به عزم آخرین سفر خود، سفری که بازگشت نداشته باشد، ترک گوید...»
- آغاز کتاب ادیسه/ ۱۹۵۳-
«دروازههای بهشت و جهنم همشکل و همسایهاند.»
- آخرین وسوسه مسیح/ بخش ۱۸-
«فقط یک زن در جهان وجود دارد. زنی با چهرههای متفاوت.»
- آخرین وسوسه مسیح-
«کتاب سیر و سلوک دانهای بود که دیگر آثار من از آن روییدند. چنانکه بعدها هرچه نوشتم تفسیری بود و تصویری از سیر و سلوک.»
- درباره کتاب آسز (آسکِزه) یا سیر و سلوک/ ۱۹۵۵ میلادی-
«کسب دانش و تقدس، عفاف و پاکدامنی و شکوه پیروزی، هیچکدام به منزله فتح قله رفیع برای انسان نیست. بلکه چیز دیگری است، چیزی حماسیتر، چیزی مأیوسکننده: حرمت مقدس!»
- زوربای یونانی - ۱۹۴۶/ بخش ۲۴-
«من آرزویی ندارم، من از چیزی نمیترسم، من آزادم»
- سنگنبشته بر آرامگاه کازانتزاکیس/ از کتاب ناجی خدا-
«من برآنم، که رستگاری ِ من ِ روشنفکر ِ متفکر بسته به ادیسهاست. اگر او زنده بماند من هم زنده خواهم ماند.»
- در باره کتاب ادیسه-
«همانطور که به پرندگان دریایی چشم دوخته بودم، فکر کردم: این راهی است که باید رفت، آهنگ موزون آنرا پیدا کن و با ایمانی راسخ در آن گام بنه.»
- زوربای یونانی - ۱۹۴۶/ بخش ۲۱-
