تبليغاتX
تاآزادی دوستان در بند
پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385
نقد و منتقد

کلی تر:(نقد و منتقد)


"منتقد ماییم و نقد هم بسوی ماست"
نقد می کنیم،پس از گذر روزگاری نقد می شویم!
باید پرسید،چرا باید نقد کنیم تا نقد شویم؟
یا اصلا چرا نقد کنیم!،نقد کنیم که یه روزی هم، نقد شویم
اصلا  نقد کردن در جامعه ای که افکار و لحن  مناسبی ندارد یعنی چه؟
آیا معنی میدهد؟
آیا همه می دانند افکار در چه صورتی نقد نام دارد؟!
آیا همه جسارت و شجاعت نقد را دارند؟
آیا انتقاد کننده  حتما باید عالم باشد؟
هر کسی از جایش برخاست  باید نقد شود؟،هر کسی فهمید باید نقد کند؟!
آیا هر کسی نقد  کرد باید آب خنک بخورد؟
و آیا هر نقدی را باید نقد دانست؟
شاید  اگر همیشه سعی کنیم کمترین نقد را از سوی دیگران ببینیم
دست به کاری نخواهیم زد که...
حتما دیگر شعارهای  ناباورانه نمی دهیم،
قبل از فتوا دادن از(علمای محترمه اجازه میگیریم)!
و اگر به احترام باشد،بعضی ها رو از سعدآباد...
چیزی نمی گوییم که از هیکلمون بزرگتر و از تواناییمون خارج باشد...
100  نفر را به 69999900 میلیون نفر نمی فروشیم!
به جای شعار دادن پشت تریبون  کمی هم عمل می کنیم.
ادای آدم های ساده و آزادی و دموکراسی  خواه را در نمی آوریم!
نفت را با آبگوشت اشتباه نمی گیریم.
دولت را با شهرداری و شهروندان را با... اشتباه نمیگیریم!
همه چیز را حق مسلم مردم می دانیم...
کیک زرد بیشتر درست می کنیم که به همه برسد!
بودجه ی عجیب و غیر واقعی ترتیب نمی دهیم...
وقتی دیدیم همه از کارهایمان تعجب کردن کمی می اندیشیم
و کمی هنرنمایی ها را کاهش می دهیم!
و اما  "از ماست که بر ماست"
غالبا این که چرا از ماست که بر ماست خیلی تفسیرش سخته،
از اونجایی که ما همه چیز را به ارث برده ایم و تمام زندگی و مردمانش
تحمیلی است! این یکی هم...
هر کس که نقد کرد خودش روزی مورد نقد قرار گرفت،
اصلا چون نقد داشت مورد نقد قرار گرفت،
چون نقد داشت حرکت کرد و بعد که  دید همه ی نقد خود  را نمی تواند... ،
مورد نقد  قرار گرفت!
خوب باید گفت:آنهایی که نگذاشتند نقد کند و نقد کنیم هم،
از ما بودند!"از ماست که بر ماست"
و در اخر باید گفت:
منتقد ماییم و نقد هم بسوی همه ی ماست!
پس لازم است قبل از حرکت  با تمام زاویه ها، بی اندیشیم
و نقد کردن و نقد شدن را امری گرچه سازنده ولی،
مجانی ندانیم!اگر از نقد خیلی ساده عبور کنیم یا صورت،
مسئله پاک کنیم،ما دیکتاتوری بیش نیستیم...
گرچه با دیکتاتورهایی ...!
تا دیگر" از ماست که بر..." نشود.
زیرا که افراد بعد ماییم و  شعارهای بعدی از سوی ماست.

 

+ Posted by Delaram Akar.
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385
اسیاوش را آزاد کنید

ولین کامنت سیاوش بعد از آزادیش برای من!

                                       -سیاوش جان از لطفت ممنونم!

 

"چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد     

                                             و چه خوشتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد"

 آزادی سیاوش مبارک!

 

 

 

نويسنده: سیاوش شنبه 16 ارديبهشت1385 ساعت: 21:35

از کفر من تا دین تو راهی بجز تردید نیست.
دلی جون از صمیم قلب می گم...حسابی شرمندم کردی و گمون کنم 70درصد تلااش تو بود که من الان پشت سیستمم.کاش ههمه’ داداشای سیاسی کار آبجیای خوبی مث تو داشتن.
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای که نمی دونم چه جوری تشکر کنم.
ولی نه آدرس وبلاگو عوض میکنم نه از لحن کلامم کندتر.
منم دوستت دارم.
تا بعد.

 

پی نوشت: خدایا شکرت!

پی نوشت:آزادی سیاوش بر همه ی کسایی که منو یاری کردن و در آزادی سیاوش نقش داشتند مبارک!

 پی نوشت:آقای دکتر مصطفی معین باز هم از لطف و زحمت شما ممنون ، شما بار دگر درس دموکراسی و حقوق بشر را به همه آموختید وثابت کردید اصلاح طلبان هیچ گاه سکوت نمی کنند!

 

+ Posted by Delaram Akar.