
آقای مرادی کرمانی بیشتر تاکید داشتند که شاد بنویسیم و دل همه راشاد کنیم
و می گفتند برای رسیدن به درجات بالاتر باید زحمت کشید!
و اشاره ای به زحمات خودشون کردند...
ولی نوشته هاو اشعار بچه ها ،همه و همه غمگین بود..خیلی هم غمگین!
شادی و نشاطی در چهره هاو نوشته ها پیدا نمی شد ،هر کی یه طورایی،
داشت می نالید...
تنها خنده ای که شاید از مجلس برخاست لحظه ای بود که آقای (شهـ)
بقیه شعرش رو یادش رفته بود!
سه شنبه روز خوبی بود که مثل روزهای دیگه گذشت!
بقیه روز هم به خوردن ساندویچ و خنده و...به همراه بچه ها گذشت!
مثلا خندیدم؛مثلا شاد بودم،مثلا خوش گذشت،و در واقعیت مقاوم بودم.
ســـــــــــــــــــــــــــه شنـــــــــــــــــــــبه هم گذشــــــــــــــــــــت...!
اسکناس یک ثروت ملی است که همواره نقش به سزایی در
معاملات روزانه ی مردم ایفا می کند.
متاسفانه در کشور ما به دلیل عدم دقت در نگهداری از آن
سالانه ۰۰۰/۰۰۰/۷۰۰ برگ اسکناس از گردونه خارج می شوند.
هزینه ی این بی دقتی بالغ بر 120 میلیارد ریال است
که صرف جمع آوری امحاء وچاپ مجدد آن می گردد،که
با پول ما به شکل مالیات پرداخت می شود.
میانگین عمراسکناس در ایران5ساله بوده و حدوداً نصف عمر آن
در کشورهای صنعتی جهان است.
در مورد اسکناس های کوچک حتی این رقم از یک سال هم کمتر است!
_دموکراسي؟...غايب
_پاييز؟...غايب
_استقلال؟...غايب
_آزادي؟...غايب
_جمهوري؟...غايب
_اسلامي؟...حاضر
_بهار؟...حاضر
_دلارام؟...الان اينجا بود!کجا رفت؟
_شادي؟...غايب
_محمد خاتمي؟...غايب
_چهره ي هميشه خندان؟...غايب
_تئوکراسي؟...حاضر
_فاشيست؟...حاضر
_رضا خان؟...حاضر
_ماکياوليسم؟...حاضر
_قفس؟...حاضر
_زندان اوين؟...حاضر
_حقيقت؟...رفته دنبال دلارام!
_غم؟...حاضر
_آرامش؟...غايب
_خنده؟...غايب
_سياس؟...غايب
_روح دلارام؟...شکست!
_مجلس غير مردمي هفتم؟...حاضر
_بيت رهبري؟...حاضر
_روزنامه اقبال؟...غايب
_فقر؟...حاضر
_زندگي تلخ؟...حاضر
_زندگي شيرين؟...غايب
_افکار عمومي؟...غايب
_احساسات؟...غايب
_تو !حاضري يا غايب؟
-هنوز داري به آتيشي که من در آن مي سوزم نگاه مي کني!
گفتم که چشماتو ببند،گوشاتو بگير!دارم مي سوزم مي خوام فرياد بزنم!
_حاضري يا غايب؟
پي نوشت:اين سه پست آخر...
پی نوشت:۲۵۱ روز۶۰۲۴ساعت بی محمد خاتمی!
پي نوشت:روز گاري رفت و من در هر زمان آزمودم رنج غربت را بسي
درد غربت مي گدازد روح را جز غريب اين را نداند کسي
هست غربت گونه گون در روزگار،محنت غربت بسي مرگ آور است
از هزاران غربت اندوه خيز،غربت بي همزباني بدتر است.(مهدي سهيلي)
احساساتم کجاست؟آویزان بر چوبه ی دار!
احساساتم ،از حمل حسرتی خسته است،احساساتم از مکرر بودن بر دار خسته است.
احساسات آویزان بر دار من،در حسرتی بی پایان ،نابود می شود!
احساسات من میان زمین و آسمان،بالای داری،جلوی دید همگانی،آویزان است!
حسرتی در پایین چوبه ی دار انتظار مرگ احساساتم را می کشد.
حسرتی،حلق را می فشارد،احساساتم بغض می کند و خود را دار می زند..
من به چوبه ی دار نگاه می کنم .
فریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد می زنم!
کسی کمک کند احساساتم ...می کشد!
کمک کنـیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد!
من خیره به مردمانی که سعی در اعدام احساساتم دارند،من خیره به مردمانی...
من فریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد می زنم...!
افکارم ،رو به روی مجلس خود را به آتش می کشد!
افکارم کجاست؟در آتش !
افکار من در آتشی سوزان می سوزد،و مردمانی حیران به دور این آتش حلقه می زنند!
از این این مجلسی ها کسی آتش را نمبیند،کسی صدای فریاد منو نمی شنود،
کسی این آتش سرکش را خاموش نمی کند!
افکارم پا به پای احساسم از بین می رود.
من فریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد می زنم...!
از این ناشنوایان مگر کسی هم می شنود؟!
افکار من در عصیانی،میان زمین و آسمان خود را به آتش می کشد!
من به این آتش نگاه می کنم.
فریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد می زنم!
جسم من در زیر گیوتین فریاد می کشد!
جسمم لبه ی تیز گیوتین را بر پشت گردن خود احساس می کند!
تیغ تیز گیوتین در انتظار گردن من ،من به انتظار زنده شدن، افکارو احساساتم
فریادمی زنم!
لحظه ای فرا می رسد،سر از بدنم جدا می شود.جسمم غرق در خون می شود.
کســـــــــی کمـــــــــــــــک کند!
من فریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد می زنم!
گنجی آزاد شد.بی اختیار اشک از چشمانم به پایین سرازیر می شود
چشمها گریستند! برای چه؟-اشک شادی بود.
بار دیگر اشک بی اختیار از چشمانم سرازیر می شود.این چشمها این
بی اختیاری همانی هستند که در 11مرداد 84 در روز خداحافظی با سید محمد خاتمی گریستند.اینها همانند!این بار برای چه؟-برای جدایی.برای غم.!
بابا ماهی خریده!بابا ماهی یکی کم خریده!
5 سالی میشه که بابا یک ماهی کم می خره. بازچشمها میگریند.
همان چشمها!چشمهایی که برای خاتمی در غم و برای گنجی در شادی گریستند
این چشمها همانند.این بار برای چه گریستی؟-...........
پی نوشت:عید همه مبارک،امیدوارم سال85سال خوبی باشد در کنار هم!
پی نوشت: بی پیام تبریک خاتمی عید غمگین است!
پی نوشت:با گنجی عید شیرین است!
پی نوشت:ماهی یکی کم است...!
پی نوشت:230روز و5520 ساعت بی خاتمی در روز عید!