تبليغاتX
تاآزادی دوستان در بند
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384

Akbar Ganji - اکبر گنجی در خانه

 *گنجی مرتب می شود!

 

+ Posted by Delaram Akar.
شنبه بیست و هفتم اسفند 1384
آزادی اکبر گنجی مبارک
Akbar Ganji - اکبر گنجی در منزل

 

آزادی اکبـــــــــــــر گــــــــــــــنـــــــجی مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبارک

آزادی اکبـــــــــــــــــر گــــــــــــــنـــــــجی مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبارک

آزادی اکبــــــــــــــــــــــر گــــــــــــــنـــــــجی مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبارک

آزادی اکبــــــــــــر گــــــــــــــنـــــــجی مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبارک

 

 

 

پی نوشت:بهترین و اولین عیدی امسالم را دریافت کردم.  

پی نوشت:این آزادی از آن همه است.

پی نوشت3:با تو حکایتی دگر این دل ما به سر کند  شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند

باور ما نمی شود در سر ما نمی رود    از گذر سینه ی ما یار دگر گذر کند

شکوه بسی شندیده ام از دل دردکشیده ام   کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کنم

چاره ی کار ما تویی  یاور و یار ما تویی     توبه نمی کند اثر  مرگ مگر اثر کند

پی نوشت:اصلاحات با گنجی هوای تازه می گیرد.

پی نوشت:خدایا شکرت!

پی نوشت:از خوشحالی نمی دونم چی بنویسم!

پی نوشت:آقای اکبر گنجی برگشت شما را به کانون گرم خانواده تبریک می گویم.

       

  اکـــــــــــــــــــــــــــبر   آزاد شــــــــــــــــــــــــــــد

 

آزادی اکبـــــــــــــــــر گـــــــنـــــــجی مــــــــــــــــــــــــــــــبارک

آزادی اکبــــــــــــر گــــــــــــــنـــــــجی مــــــــــــــبارک

 

+ Posted by Delaram Akar.
یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384
شلیک به اصلاحات

 زنــــــــــــــــــده بــــــــــــــــاد سعیـــــــــــــــــد حجاریــــــــــــــــــــــان


 

ساعت ۳۵/۸صبح یکشنبه22اسفند1378.(به مناسبت ششمین سالروز ترور سعید حجاریان):
دقایقی است که دو نفر سوار بر موتور سیکلت جگری یا بادمجانی رنگ
1000سی سی در خیابان بهشت منتظرند،بی آنکه که نیروهای انتظامی
نسبت به حضور چنین موتورسوارانی واکنش نشان بدهند.موتور سیکلت هزار سی سی حالا سالهاست که نمی تواند بدون داشتن مجوز رسمی در خیابان های تهران تردد کند.لحظاتی پیش از توقف خودروی حجاریان دو موتور سوار جلوی
در ورودی ساختمان شورای شهر تهران توقف می کنند.سعید حجاریان در حال نزدیک شدن به آستانه ی در ورودی شورای شهر تهران بود که یکی از دو موتورسوار به او نزدیک شده و او را صدا زده و کلماتی را به او می گوید و در همین حین ضارب با کلت کمری کالیبر۶۵/۷که ساخت کشورهای شرقی است به سوی پیشانی حجاریان شلیک می کند.حجاریان روی پنجه های پای خودش بلند شده و گلوله به گونه ی او اصابت می کند.ضارب به سمت موتور سیکلت رفته و به همراه راننده موتور صحنه را ترک می کند.
لحظاتی بعد محمود علیزاده طباطبایی و احمد حکیمی پور اعضای دیگر شورای اسلامی شهر تهران که در حال ورود به ساختمان  شورا بودند سر می رسند
و حجاریان را به بیمارستان سینا منتقل می کنند...(ادامش هم خودتان می دانید)


پی نوشت:سعید حجاریان آن قدر مهم بود که، آقای خاتمی که در سفر بودند از سفر خود دست کشیدند و بازگشتند.

پی نوشت:موضوعی که من را آزارمی دهد این است که برای ... که  حجاریان را ترور کرد 15سال زندانی بریدند که ادامشو عفو خورد.برای احمد باطبی هم
15 سال زندانی بریدند.این عدالت است؟


پی نوشت:ترور سعید حجاریان را خیلی ها شلیک به اصلاحات نام دادند.
 به راستی که ترورها و تمام چیزهایی از این قبیل... دربعد از انقلاب اسلامی بیشتر و وحشتناک تر شده.خوب است از این ها موزه ی عبرت بسازیم!

پی نوشت:تا شنبه نیستم دارم می رم مسافرت با کامنت هاتون وبلاگ و گرم نگه دارید.(شاد باشید دوستان)

+ Posted by Delaram Akar.
جمعه نوزدهم اسفند 1384
egzistansiyalism
-سر هرگز بر دل حکومت نمی کند،بلکه فقط در جنایت شریک او می گردد.
  -بزرگترین اکتشاف نسل من این است که بشر با اصلاح دیدگاه های ذهنی خود
   می تواند زندگیش را بهبود بخشد.
  -منطق را احساس به انسان آموخته است.
  -مردم عوض می شوند،ولی به یکدیگر نمی گویند.
  -ما اشتباه نمی کنیم صرفا می آموزیم.
  -عاقل بودن نوعی دیوانگی است که خوب مورد استفاده قرار می گیرد.
  -مردم در یک چیز مشترکند {همه با هم فرق دارند}.
  -موانع چیزهای وحشتناکی هستند که هرگاه شما چشم هایتان را از هدف
   دور نگاه می دارید آنها را می بینید.
  -آزادی چیزی نیست جز فرصتی برای بهتر شدن.
+ Posted by Delaram Akar.
جمعه نوزدهم اسفند 1384

 

+ Posted by Delaram Akar.
چهارشنبه هفدهم اسفند 1384
من و دکتر معین
دوشنبه روز خوبی بود،من و دکترمعین وداستانم.

دوشنبه دعوت شده بودیم دومین نشست وبلاگ نویسان همراه با دکتر معین!

دقایق اول ، همه با گوشی های مدرن خود ور می رفتند و یا  در حال خوردن بودند.
نمی دانم چند دقیقه آمده بودم و در سر جای خود وول می زدم که دکتر معین
آمد.که همه برپا شدند.و به سمت بالای سالن هدایت شد
و ابتدا به احوالپرسی پرداخت.

شروع:

نشست با ریاست آرش غفوری آغاز شد و کم کم به اوج رسید.

رفته رفته به تعداد وبلاگ نویسان حاضر در سالن اضافه می شد

حنیف وهادی حیدری هم نزدیک آرش غفوری نشسته بودند

حنیف هم درباره ی آقای سلطانی که به تازگی آزاد شده و مدام می گفته تجربه
 ی شیرینی نصیبم شد توی این مدت!حرف زد.

حضور دکتر شیرزاد و دکتر یدالله اسلامی هم صفایی بیشتر به جلسه بخشیده
بود که از نکات مفید به شمار می رفت.

 آقایی که مهندس مخابرات بود  هم حرفهایی درباره ی فیلتر کردن سایت های اینترنتی که امروزه یکی از مشکل های بزرگ هست حرفهایی زد که من و اکثریت هیچ چیز نفهمیدیم!تفسیرش این شد که نمیشه! هزینه داره.

دوستانم از حضور دکتر شیرزاد استفاده کردند و درباره ی انرژی هسته
سوالاتی پرسیدند.که آقای شیرزاد از نرمش چند روز قبل اطلاع داد.

تقریبا در ساعات پایانی دیگر جایی برای نشستن نمانده بود
صدای موبایل های دوستانم که هر چند دقیقه ای در می آمد که اصلا  در این دوره تعجب انگیز نیست.

درباره ی  دانشجو سمیعی نژاد هم صحبتی شد که مایه تاسف بود.
امیدوارم  آزادی گنجی مثل او نشود.

منم به روز برگزاری که در اواسط هفته بود اعتراضی کردم.و با حرف دوستان که می گفتند وجود وبلاگ ها اثر چندانی ندارد مخالفت کردم.که البته بعد و قبل من هم بعضی از دوستان هم اشاره ای بر فواید وبلاگ ها کردند.

 هادی حیدری هم با علم و اشاره های حنیف و سلیقه ی خود کاریکاتور دوستان
را کشید .به طوری که یک لحظه این مدادش زمین نیومد
(کاریکاتور منم کشیده).

طبق معمول همیشه  من کوچک ترین وبلاگ نویس حاضر در این نشست بودم
که گویا سوژه ای هم شده برای
وبلاگ های دیگر.که جالبه.

در پایان هم ،حنیف همه ی کاریکاتورها رو بالا کشید،که من هر چی گفتم بده
نداد!گفت میذاره در وبلاگش!

نشست خیلی خوبی بود .مخصوصا وجود دکتر معین عزیز بر خوبی آن می افزود .

پی نوشت:درباره ی 8 مارس هم...
پی نوشت:از دوستانی که حضورم را تحسین کرده بودند و برای جملات قشنگ گذاشته بودند ممنونم!حمایت شما برای من  یک دنیا دل گرمی است.

+ Posted by Delaram Akar.